تبليغاتX
آرتا
يادداشت‌هاي يك خبرنگار
 

يكي از آسيب‌هايي كه همواره برخي احزاب و تشكل‌هاي سياسي را تهديد مي‌كند اين كه معمولاً گروهها هنگامي كه خارج از قدرت هستند تا نهايت امكان براي زير كشاندن رقيب سعي مي‌كنند اختلاف‌نظر خود را به حداقل برسانند اما به محض اين كه در جايگاه قدرت قرار مي‌گيرند به سرعت گذشته را فراموش كرده و در درون خود مشغول جنگ قدرت مي‌شوند و ناخواسته‌ به سرنوشتي مبتلا مي‌گردند كه روزگاري از همين نقطه ضعف رقيب براي كسب قدرت بهره‌ گرفته بودند.

البته در دهه‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين آفت بيشتر گريبان‌گير گروههايي بوده كه قدرت را نه براي خدمت، بلكه براي قدرت مي‌خواستند؛ گروهي از آنان معتقد بودند كه در لاي چرخ‌هاي سازندگي ايرادي ندارد كه عده‌اي هم له شوند و آن ديگري هم با طرح شعار توسعه سياسي مي گفت كه مهم، معيشت و شكم مردم نيست، مهم آن است كه مردم به توسعه سياسي فكر كرده و به اصطلاح مدرنيته شوند.

اما در اين ميان اين گفتمان اصولگرايي بود كه با نگاهي فراتر از تفكرات ياد شده، اصول امام، انقلاب، رهبري و اسلام را احيا كرد و نگذاشت انقلاب اسلامي از مسير خود منحرف شود؛ نوع نگاه و اعتقاد گروههاي اصولگرا به قدرت كاملاً متفاوت و عكس ديد جريانهاي رقيب به قدرت است، به طوري كه به دليل داشتن مؤلفه‌ها و ويژگي‌هايي چون ايثارگري، هيچ وقت حتي در مقام قدرت نيز به روي هم چنگ نمي‌اندازند، عملكرد 4 ساله مجلس هفتم و 3 سال اخير دولت نهم گواه اين مدعاست، هرچند كه جريان رقيب در مقاطعي سعي كرده چنين وانمود كند كه مثلاً استيضاح يك عضو كابينه به منزله اختلاف و شكاف گروههاي اصولگراست اما هم دولت و هم مجلس اصولگرا بر اين اعتقادند كه نقد منصفانه و بيان ضعف‌ها نه تنها ناپسند نيست بلكه براي تقويت اين جريان به عنوان گفتمان پويا و خلاق امري لازم و ضروري مي باشد.

با همه اين تفاسير آنچه كه جريان اصولگرا بايستي همواره و در همه زمانها نسبت به آن هوشيار باشد اين كه با رقيبي سياسي مواجهه دارد كه حاضر است براي كسب دوباره قدرت به هر قيمت و اسبابي دست بزند؛ البته ترديدي در اين نداريم كه صلابت و قدرت امروز جمهوري اسلامي ايران در سطح دنيا ،منطقه و داخل مرهون هوشياري نيروهاي انقلابي در حفاظت و حراست از مرزهاي اعتقادي است اما به منزله اين نيست كه رقيب براي محروم كردن اصولگرايان در خدمت به مردم و انقلاب، دست روي دست گذاشته باشند و نخواهند حتي از هر اتفاقي و لو جزيي و كم اهميت، براي رخنه در جريان اصولگرا و آغاز يك پروژه فرسايشي آن هم در آستانه يكي از حياتي ترين انتخابات (دهم رياست جمهوري)استفاده كنند.

از اين رهگذر، اتفاقات روز سه‌شنبه (15 مرداد) مجلس شوراي اسلامي در بررسي رأي اعتماد به 3 وزير كشور، راه و ترابري و اقتصاد و دارايي را مي شود مصداقي بارز از طرح و پروژه احزاب اصلاح طلب ارزيابي كرد كه اغلب اين گروهها از آن به عنوان شكل‌گيري صف‌بندي و شكاف جديد بين طيف‌هاي اصولگرايان ياد مي‌كنند و چنين مي‌پندارند كه با نزديك‌تر شدن به انتخابات دهم رياست جمهوري، اين اختلافات بيشتر و پر رنگ‌تر شود.

اصلاح طلبان معتقدند اگر روي مخالفت با اصولگرايان و به خصوص مخالفت با دولت نهم و شخص احمدي نژاد تکيه کنند، برخي از اصولگراياني که به بخش هايي از اقدامات و عملکرد دولت انتقاد دارند، در اين ائتلاف جاي مي گيرند و اين نشان از آن دارد كه آنان تعريفي روشن از اصولگرايي نداشته و و يکي از ويژگي هاي اصولگرايي را كه همان مرزبندي است، درک نکرده‌اند.

اما آنچه را كه از اين رهگذر بايد با اهميت دانست اين كه اصولگرايان، اتفاقات اخير را به مصداق ضرب المثل "عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد" قلمداد كرده و اين گونه بدانند كه اگر چنين مسئله‌اي با فاصله زماني كوتاه با انتخابات سرنوشت ساز رياست جمهوري رخ مي داد چه بسا هزينه آن براي جريان اصولگرا به مراتب افزون تر از شرايط كنوني بود.

همه متفق‌القولند كه روي آوردن مردم در چند سال اخير و پي در پي به اصولگرايان در انتخابات هاي مجلس خبرگان، رياست جمهوري،مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي اسلامي به دليل برنامه هاي معيشتي و نفي هر گونه دعواهاي سياسي، تنش‌زا و ايجاد آرامش و امنيت اقتصادي و اجتماعي در كشور بوده است، اما گروههاي اصولگرا هوشيار و مواظب باشند چنانچه با هر اتفاقي نظير آنچه كه در جلسه راي اعتماد به 3 وزير رخ داد بخواهند رفتاري خداي نكرده دور از شان اصولگرايي از خود بروز دهند و -خواسته و ناخواسته- زمينه را براي باروري مجدد تفكرات كارگزاراني و مشاركتي فراهم كنند قطع يقين بدانند كه اين مردم با هيچ كس و گروهي عقد اخوت نبسته و افراد و گروههاي ناخالص را از اين جريان جدا كرده و پس خواهند زد.

 

+ نوشته شده در  87/05/25ساعت 12:17  توسط یاشار  | 

مطالب قدیمی‌تر